الشيخ حسين المظاهري

53

مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)

همچنان كه شكّى نيست كه مراد از « ولايت » در اين آيهء شريفه ، دست كم ، ولايت تشريعى است ؛ يعنى حكومت الهيّه بر مردم ، ولى اين كه گفته شود كه مراد از ولايت ، « محبّت » يا « نصرت » يا مفاهيمى نظير اين‌هاست ، علاوه بر اين كه چنين آرايى ، بازى كردن با الفاظ بلكه با وجدان و انديشه و شعور است ، با كلمهء « انّما » در ابتداى آيهء شريفه منافات دارد . آن چه با نظر دقيق به آيهء شريفه ، استفاده مىشود اين است كه خداوند متعال ، ولايت تكوينى و ولايت تشريعى خود را كه به طور ذاتى و استقلالى داراست ، به طور تبعى و غير ذاتى به پيامبر گرامى ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) عنايت فرموده است . لذا اين آيه از هر جهت براى شيعه افتخار بزرگى است . نقل شده است كه عمر بارها مىگفت : اى كاش تمامى دنيا از آنِ من بود تا آن را به فقيرى بدهم و در مقابل اين آيه دربارهء من نازل مىشد . گذشت كه دلالت اين آيه بر حقّانيّت اعتقاد شيعه در مورد ولايت اميرالمؤمنين ( ع ) بدون واسطه است ، امّا آيات قبل نياز به واسطه داشت ؛ مثلًا در مورد آيهء « تطهير » بايد بگوييم كه اميرالمؤمنين ( ع ) از هر پليدى و خطا و نسيان منزّه است . اين مىشود صغراى استدلال . بعد از آن بايد كبراى استدلال را به آن ضميمه كنيم كه با وجود چنين فردى ، شخص ديگرى شايستگى ولايت و امامت را ندارد . همين طور در مورد آيهء « شهادت » ، بايد بگوييم اميرالمؤمنين ( ع )